













|
|
|
|
![]()
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:38 توسط سوده
|
|
||
|
|
|
|
|
همیشه از بچگی منتظر یه مسافر بودن برای من خیلی لذت بخش بود . شور و شوق و حال و هوای خونه رو خیلی دوست داشتم . الان که مسافر خودم تو راهه یه حال عجیبی دارم . یه مسافر ندیده که از همه کس به من نزدیکتره . نمیدونم چه شکلیه ولی همین جا کنار قلب منه .
من منتظرتم عاشقانه و بیصبرانه . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:23 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
حال و هوای تو خونه موندن و زن خونه بودن کلا با سرکار رفتن خیلی متفاوته . نه اینکه تو خونه بودن بد باشه اونم مسؤولیت های خودشو داره ولی کلا دوتا فضای متفاوت از هم هستند. من از اینکه الان و تو این شرایط تو خونه هستم خیلی خوشحالم چون وضعیت جسمیم خیلی بهتر شده.
ولی خداییش نمیدونم این چه رمز و رازیه که هر وقت من مرخصی میگیرم یه دردسری یا مشکل خانوادگی چیزی پیش میاد که مرخصی زهرمارم میشه . شاید تو طالع من نوشته استراحت ممنوع. خلاصه اوضاعم بد به هم پیچیده . دوستهای گلم اگه این روزها کمتر پیدام میشه برای اینه که نمیخوام ناراحتتون کنم چون پر از گریه ام و حرفی برای گفتن ندارم. دوستهای خوبم ببخشید که این پست اینطوری بوی غم میده ولی هرکاری کردم نشد یه طور دیگه بنویسم . چون هم قول داده بودم هر هفته بنویسم نخواستم زیر قولم بزنم. برای سروشم : پسر گل مامان میدونم که تو چقدر قوی هستی میدونم که این روزها قدرت تو هست که مامان سرپاست . من به این که تو پسر قدرتمندی هستی ایمان دارم و میدونم که میفهمی اگه مامان گریه میکنه برای اینه که کار دیگه ایی از دستش بر نمیاد . باز شدن این گره رو سپردم به تو و روح پاکت.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:56 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
به درخواست یکی از دوستان این پست حذف می شود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:35 توسط سوده
|
|
||
|
|
|
|
|
اول از همه از طرف خودم و پسرم و همه مامانا و نی نی های مردادی به آقای سامی یه تبریک گنده می گیم و یه بوس گنده برای امیر علی گل گلاب میفرستیم. دوم از همه یه گله می کنم از این مامانای تنبل که اصلا نمیان تو وبلاگ بنویسن.این فاطمه خانم هم از وقتی که کارش رو ول کرد وبلاگ رو هم ول کرد!!! به قول تی تی الان هم داره قله دماوند رو فتح می کنه!! سوم ما مامانای مردادی یه قراری گذاشتیم و روی ماه همدیگر(خودم رو تحویل گرفتم! چهارم کم کم این نی نی سایت داره می شه دردسر برای من . چون تمام دانلود های من رو معطوف خودش کرده حالا از اعتیادش بگذریم که از کراک هم بدتره! پنجم دعا می کنم که همه بویژه این مامانای مردادی زایمانی راحت و بی دردسر داشته باشن!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:18 توسط سوده
|
|
||