













|
|
|
|
|
کودکی در راهست نام من مادر اوست قلب من در تپشش آرام است و دلم آگاه است تک سواری مغرور در راهست... کودکم می آید نام من مادر اوست سینه ام ماوایش و به او می بالد پدرش می گوید: پسرم می آید... پسری در راهست نام من مادر اوست در زمان می نگرم چهره اش چون ماهست دانه ای شکل گرفت غنچه ای در راهست...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 11:16 توسط سوده
|
|
||
|
|
|
|
|
واي خدا كي ميشه ني ني هاي ما هم اينقدري بشن بيان تو بغلمون.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:34 توسط ریحانه
|
|
||