













|
|
|
|
|
دوران بارداری همونطوری که شیرینی های فراموش نشدنی داره گاهی هم نگرانی های عمیقی داره . با هر اتفاق کوچیکی مادر نگران سلامت کودکش میشه .
هفته گذشته من ۲۴ ساعت را در نگرانی و استرس گشنده بسر بردم و فقط اشک میریختم. شاید باورش سخت باشه ولی دوستهای خوبم که هیچ کدومشون رو تا حالا ندیدم برام کلی دعا کردند و هرکدومشون هر کاری از دستشون برمیومد برام انجام دادند . شاید این از برکت وجود فرشته های درونمون باشه که بدون اینکه همدیگر رو ببینیم دلمون واسه هم اینطوری میلرزه . دوستهای خوبم خیلی دوستتون دارم.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:33 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم چرا تا یه روز میایم خوشحال باشیم یه غم بزرگ کارامون رو میریزه به هم. مینا جون خیلی دردناکه که الان نی نیت رو از دست بدی. ولی حکمت خداست. ناراحت نباش این فرشته کوچولو یه روز دیگه توی وقت خوب میاد پیشت.
هنوزم تو مامان مردادی هستی. هنوزم ما تو تاپیک مامان های مردادی منتظرتیم. مهم نیست این مرداد نشد یه مرداد دیگه. من اسم تو رو از لیست مون حذف نمی کنم. منتظر باش نی نی دوباره بهت سلام می کنه.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 14:3 توسط سوده
|
|
||