













|
|
|
|
|
عید امسال یکی از بهترین عیدهای عمر من و بابایی . میدونی چرا ؟ برای اینکه حالا دیگه ما یه خانواده سه نفره هستیم . وای که چه لذتی داره خانواده شدن و منتظر یه مسافر کوچولو بودن. من تا قبل از اینکه تو بیای تو دلم اصلا احساس خانواده بودن نداشتم و راستشو بخوای خیلی وقتها یادم میرفت که بابایی شوهر منه .
ولی عید امسال حتما یه جور دیگه خواهد بود . من از الان حسش میکنم . عید امسال از هر سال خوشرنگ و بوتره . گلم بیا این روزای خوشرنگ و بو که همه منتظر عیدن واسه همه مامانایی که نی نی تو راه دارن و همه اونایی که چشم انتظار نی نی هستن دعا کنیم.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 8:15 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام عسلی مامان.
خداوند لطف کرده و روح در بدنت دمیده. قربونت برم با اون روح پاک و معصومت. آریا جونی فقط ۴ ماه و ؟؟ روز دیگه مونده تا من تو رو در آغوش بگیرم و بخورمت. وای اون روزی که من تو رو تو بغلم بگیرم. آقا تنبله چرا اصلا تکون نمی خوری؟؟ بابا یه تق تقی می کردی قربونت برم . فدات بشم من. هنوز که نیومدی من تو رو با دنیا عوض نمی کنم وای به حال اینکه بیای .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 7:24 توسط سوده
|
|
||